خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه
خانه / آموزش کسب و کار اینترنتی / دلایل شروع نکردن کسب و کار اینترنتی

دلایل شروع نکردن کسب و کار اینترنتی

دلایل شروع نکردن کسب و کار اینترنتی

کارمندی بهترین شغلی هست که من در دنیا میشناسم و از این شغل بهتر اصلا وجود ندارد!

امنترین شغل با حقوق ثابت و کلی مزایا، هیچ ریسکی لازم نیست انجام دهید و تمام ریسک به عهده مدیران سازمان یا کسب و کاری است که شما برای آنها کار میکنید. فوقش مدیر یا صاحب کارت یک غری هم میزنه، آسمون که به زمین نمیاد!

هر ماه با خیالی راحت حقوق خودتان را دریافت میکنید و طبق برنامه ای که دارید همه اون پول رو خرج هزینه های روزمره و چاله هایی میکنید که در زندگی برای هر کسی پیش می آید. تازه این رو یادم رفت بگم که اگر هر زمان لازم داشتید می تونید یک وام با سودهای عجیب و غریب هم بگیرید و چون کارمند هستید حتما دو تا ضامن هم میتونید گیر بیارید و بعد یک وام ۱۰ میلیون تومانی رو ۱۴ میلیون تومان بازپرداخت کنید. اگر این دنیا رو دوست دارید هرگز به کسب و کار اینترنتی فکر نکنید، چون به درد شما نمیخورد!

سندروم حقوق ثابت در شروع نکردن کسب و کار اینترنتی

چه روز خوبی، بزار ببینم امروز چه کارهایی رو باید توی اداره انجام بدم، خوب امروز ۱۰ تا کار توی پرتابلم هست که اگر انجام بشه دیگه راحت هستم، فقط خدا کنه تا آخر وقت به این کارها چیزی اضافه نشه، راستی فردا موقع حقوق گرفتن هست، هوررااا، خیالم راحته که این حقوق هست و یک امنیت شغلی دارم، این دنیا واقعا قشنگه

اگر شما دنبال این امنیت و یک حقوق ثابت یا درآمد ثابت ماهانه میگردید به هیچ عنوان به فکر کسب و کار اینترنتی یا راه اندازی هر کسب و کار دیگری نباشید.

چون روح کارآفرینی با دنیای کارمندی در تضاد کامل است و در دنیای کارآفرینی شما نباید به دنبال حقوق ثابت باشید، چون شما برای کسی کار نمیکنید و رئیس کار خودتان هستید، به زبان ساده خودتان برای خودتان کار میکنید.

اگر واقعا شما بخواهید کسب و کار اینترنتی خودتان را داشته باشید و فقط به مدت ۶ ماه هر روز ۳ ساعت روی کسب و کارتان تمرکز کنید، شک نکنید که پس از ۶ ماه، درآمد های عالی خواهید داشت اما با دنیای کارمندی کاملا متفاوت است.

بررسی سندروم بهترین ایده کسب و کار اینترنتی

ببین جناب مبصرفر این ایده ها دیگه خز شدن، دنبال یک ایده بهتر میگردم که بترکونم، اصلا به نظر شما چه ایده ای میترکونه یا توی کشورهای خارجی الان چه ایده ای اجرا شده که جواب داده و من همون ایده رو اجرا کنم، راستی شرایط اقتصادی هم که افتضاحه و با این موضوعات پیش اومده چه ایده ای میتونه توی این شرایط درهم و بر هم جواب بده؟

در کل این سوالات من رو یاد یک ضرب المثل میندازه که میگه: مرغ همسایه غازه

مرغ همسایه غازه

آقای دکتر امروز میره یک رستوران توی نیاوران تهران، یک پرس غذا با مخلفات سفارش میده و موقع تسویه حساب ۲۵۰ هزار تومان پرداخت میکنه، همون موقع برمیگرده و تعداد میزهای رستوران رو میشماره و میبینه که همه میزها پر هستن، بعد مبلغ فاکتور خودش رو در تعداد مشتریان ضرب میکنه و یک لحظه پیش خودش میگه، عجب کار پر سودی! من از صبح تا شب ویزیت میکنم اینقدر پول در نمیارم

چند وقت بعد صاحب همون رستوران مریض میشه و میره پیش همون آقای دکتر که قبلا اومده بود رستوران، این آقای دکتر گویا فوق تخصص هستند و حق ویزیتشون ۶۰ هزار تومن هست، صاحب رستوران پول رو میپردازه و برمیگرده نگاهی به جمعیت میکنه و مبلغ خودش رو در مریض هایی که همون لحظه میبینه ضرب میکنه و تا وقتی که نوبتش میشه، مشتری های بعدی دکتر رو حساب میکنه و پیش خودش میگه این آقای دکتر هم خوب پول مفت در میاره و یک ریال هم سرمایه اولیه لازم نداره، اون وقت من از صبح تا بوق شب باید بوی روغن و غر زدن مشتری رو بشنوم و بعدش یک سودی گیرم بیاد.

این میشه که وقتی شما میخواهید کسب و کار اینترنتی رو شروع کنید دچار سندروم بهترین ایده میشوید اما غافل از اینکه، ایده اصلا مهم نیست بلکه نحوه اجرا ایده مهم است.

درست مثل زمانیکه شما یک لطیفه رو بارها در جوامع مجازی میخونید اما نمیخندید، ولی زمانیکه یک کمدین حرفه ای همان لطیفه را اجرا میکند از خنده به سمت ترکیدن میروید.

بررسی سندروم نداشتن سرمایه در کسب و کار اینترنتی

یک ریال سرمایه نداشتم و تازه مستقل شده بودم، از خونه پدر که بیرون اومدم کل دارایی من خلاصه میشد در یک دست لباس بیرونی که برای مراسم پلوخوری هم فقط همون رو داشتم و یک دست لباس خونگی، دروغ نگم یک دونه فلش هم داشتم که همه زحمات من در زمینه برنامه نویسی توی همون فلش بود، حتی یک کامپیوتر هم نداشتم، چون توی خونه پدری دو برادر و یک خواهر بودیم و نمیشد من کامپیوتر رو با خودم ببریم و اون دو نفر هم سهم خودشون رو داشتند.

به عنوان اولین کار توی یک مرکز کامپیوتر مشغول به کار شدم و کار تعمیر کامپیوتر، نصب ویندوز، سر هم کردن کامپیوتر و از این کارها بود، در کنار همه این کارها باید شیشه مغازه رو تمیز میکردم، کف مغازه رو جارو میزدم و طی میکشیدم، حقوق زیادی هم نداشتم اما زمانیکه یک نفر میومد و پروژه دانشجویی، کار تایپ، ساخت پاور پوینت و هر چیزی داشت من با کمترین دستمزد براش انجام میدادم و صاحب کارم میگفت مراقب باش این کارهات برای مغازه من هیچ مشکلی به وجود نیاره، وگرنه اخراجت میکنم

من حتی کامپیوتر نداشتم و بعد از ساعت کاری که باید استراحت میکردم، میرفتم توی کافی نت و کارهای دانشجویی رو انجام میدادم که درآمدم بیشتر بشه و نداشتن سرمایه رو برای شروع کسب و کار خودم بهانه قرار ندادم و از انجام هیچ کاری برای رسیدن به هدف هام خجالت نکشیدم، چون نه از دیوار کسی بالا رفتم و نه حق کسی رو خوردم و به هیچ عنوان از کسی تقاضای کمک نکردم، بنابراین اگر شما هم به دنبال سرمایه میگردید، تنها راه حل شما این است که به دنبال یک کار بگردید و سرمایه خودتان را تهیه کنید.

بررسی سندروم شکست در کسب و کار اینترنتی

یک زمانی در ذهن من شکست مثل یک دیوار بزرگ در برابر همه اهدافم بود و یک ذهن کاملا بیمارگونه داشتم اما یک روز همسرم به من گفت: محسن، فکر میکنی اگر شکست بخوری واقعا چه اتفاقی میفته؟ وقتی بهش فکر کردم دیدم واقعا اتفاق وحشتناکی نمیفته، اگر من کار خودم رو از کوچک شروع نکنم و از همان ابتدا بلند پروازی نداشته باشم و اگر بخوام همیشه به شکست فکر کنم باید توی همون مغازه شاگردی کنم و یا اگر اوضاعم بهتر بشه توی یک شرکت کار برنامه نویسی انجام بدم.

شکست در کسب و کار اینترنتی

هیچ وقت نمیتونم به رویاهایی که دارم دست پیدا کنم، بنابراین باید کوچک شروع کنم و اگر هم شکست بخورم از این اتفاق درس بگیرم، پس از شکست قرار نیست من بمیرم یا برای همیشه نابود بشم، بلکه قویتر شروع میکنم و ادامه خواهم داد، آیا مارک زاکربرگ و دوستش زمانیکه فیس بوک را برای یک هدف شخصی شروع کردند، تصور میکردند یک زمانی به چنین غول عظیمی تبدیل شوند، آیا استیو جابز زمانیکه شرکت خودش را از پارکینگ خانه پدری با دوستش آغاز کرد، تصور این را داشت که روزی دنیا را تغییر خواهد داد؟

بررسی سندروم ضمانت در کسب و کار اینترنتی

بچه که بودم، پدر و مادرم من رو به مدرسه بردند و گفتند: از امروز باید با سواد بشی، یک ساعت بعد در خونه بودم و چون دستم به زنگ نمیرسید درب آهنی خونه رو با سنگ اونقدر زدم تا مادرم صدای در رو شنید و در رو باز کرد، وقتی من رو دید شکه شد و گفت تو چه جوری از مدرسه تا اینجا رو تنهایی اومدی، من از مدرسه فرار کرده بودم و اصلا دوست نداشتم مدرسه برم، از روز بعد معلم، مدیر، ناظم، بابای مدرسه چهار چشمی حواسشون به من بود.

اما هر چند وقت یک بار از دستشون در میرفتم، سال اول دبستان رو هر جور شده بود تمام کردم و دیدم مقاومت کردن فایده ای نداره و تا پنجم دبستان، بعد تا سوم راهنمایی، دوران دبیرستان و در آخر به دانشگاه هم رفتم، چون افکار پوسیده جامعه، افکار سنتی و به ارث رسیده پدر و مادر، سیستم غلط آموزشی که در آن پرورش وجود خارجی ندارد، برای همه ما یک فرمول ثابت نوشته است و آن هم این است: خوب درس بخون، نمره های خوب بگیر، بعد برو تا دانشگاه تا بتونی جایی کارمند بشی و در امنیت کامل حقوق بگیری!

در کمترین حالت ممکن پس از ۱۶ سال درس خواندن هیچ کس نتونست به شما و من ضمانت بده که حتما کارمند خواهید شد و در واقعیت بین ۱ تا ۳ درصد جامعه تحصیل کرده فرصت استخدام شدن را دارند، زمانیکه دو نفر یک کسب و کار یکسان رو با شرایط یکسان شروع میکنند، ممکن است یک نفر موفق شود اما دیگری شکست بخورد، چون همیشه بخش دوم هر نتیجه ای خود ما هستیم که چگونه عمل میکنیم

بابک بختیاری یکی از کارآفرین های ایرانی زمانیکه کسب و کار خودش رو شروع کرد، هیچ کس بهش ضمانت نداده بود و دنبال ضمانت برای شروعش نبود، فقط میدونست باید یک کاری انجام بده و شروع کرد و همین شروع کردن و درس گرفتن از اتفاقات باعث شد که امروز یکی از کارآفرین های موفق ایران باشه

زمانیکه بهروز فروتن، صاحب صنایع غذایی بهروز امروز به کمک خانواده شروع به ساخت کسب و کارش در کنج خانه خودش کرد، آیا ضمانتی در موفقیت خودش میدید؟

آیا میدونستید که کسب و کار آقای فروتن یک بار در آتش به صورت کامل سوخت؟ اما دوباره شروع کرد و امروز صاحب صنایع غذایی بهروز است با کلی کارمند و تشکیلات

بررسی سندروم کسب و کارهای زرد و فشاری!

وقتی بچه بودم و با خانواده میخواستیم غذای آماده بخوریم، باید حتما از خونه میزدیم بیرون و به یک رستوران میرفتیم تا بتونیم غذای آماده بخوریم، کمی بزرگتر شدیم

رستوران ها اشتراک های تلفنی داشتند و با یک تماس غذا رو بهمون تحویل میدادن، اما حالا نیازی نیست پشت خط تلفن منتظر بمونید و کسی که داره سفارش شما رو میگیره، سفارش رو اشتباهی ثبت کنه یا اینکه بهتون بگه این غذا تموم شده، کافی هست یک اپلیکیشن مثل اسنپ فود رو نصب کنید و در یک لحظه تمام رستوران ها رو براتون لیست میکنه و با فشار چند تا کلیک غذا رو سفارش میدید و حتی مبلغ رو هم میپردازید، در آخر هم میتونید نظرتون رو درباره غذا بگید و حتما منتشر میشه

اگر الان یک جنس دسته دوم، خونه، ماشین یا هر چیز دیگه ای داشته باشید و بخواهید اون رو بفروشید، با فشار چند تا کلیک موفق میشید که اون رو در برنامه دیوار ثبت کنید و خیلی از افراد موفق میشن که این نیازشون رو رفع کنند.

در واقع به یک جامعه کلیکی تبدیل شدیم و فکر میکنیم قرار هست همه چیز با فشار چند کلیک انجام شود و به همین دلیل حتی شروع کسب و کار اینترنتی برای ما در چند کلیک خلاصه میشود، به سراغ سایت های کلیکی میرویم، حتی به دنبال آموزش هایی خواهیم رفت که میگویند فقط با یادگیری راه اندازی کسب و کار در اینستاگرام از فردا شما فروش خواهید کرد و یا حتی عده ای دیگر میگویند که با این آموزش ها از فردا روزی ۲۰۰ هزار تومان درآمد خواهید داشت!

راه اندازی کسب و کار اینترنتی با چند کلیک شروع نمیشود و با چند کلیک هم به درآمد زایی نخواهد رسید، کسب و کار اینترنتی سایت های کلیکی نیست و به دنبال این نباشید که از فردا پولدار شوید، آهسته اما پیوسته با اصول صحیح پیش بروید تا از نتایج واقعی شگفت زده شوید.

بررسی سندروم لقمه آماده در کسب و کار اینترنتی

بخور مامان ببینه کیف کنه، ببین هواپیما داره میاد و این داستان غذا خوردن خیلی از ما در کودکی بوده، یعنی لقمه آماده رو در دهان ما گذاشتند.

بعضی مواقع با گریه کردن و بهانه گیری پدر و مادر برامون توپ میخریدن یا هر خواسته دیگه ای رو تامین میکردند، یعنی با گریه کردن و به صورت رایگان به خواسته ها میرسیدیم، البته دهه های ۵۰ و ۶۰ از این خبرها نبود.

البته پدر و مادر من بزرگترین لطف رو در حق من و برادرم کردند، زمانیکه ما خواسته ای داشتیم در برابر خواسته باید کاری انجام میدادیم

مثلا زمانیکه آتاری به بازار اومد و من و برادرم، خودمون رو به در و دیوار زدیم که برامون آتاری بخرن و جواب پدرم این بود که چه کاری انجام میدید که من براتون آتاری بخرم؟

یکی از شرط ها این بود که کارنامه درسی قابل قبولی در پایان سال داشته باشیم، پول تو جیبی خودمون رو توی قلک بندازیم و جمع کنیم، توی کارهای داخل خونه یا بیرون خونه باید مسئولیت قبول میکردیم و این باعث شد یاد بگیریم که هیچ لقمه آماده ای وجود نداره و برای به دست آوردن هر چیزی باید بهاء اون رو بپردازیم

توی کسب و کار اینترنتی باید یاد بگیرید که برای رسیدن به هدف باید بهاء رو بپردازید تا به نتیجه برسید.

بررسی سندروم سردرگمی در کسب و کار اینترنتی

روز اول که پدرم برای من و برادرم کامپیوتر خریده بود، نمیدونستم حالا که این کامپیوتر رو روشن کردم چه جوری باید خاموشش کنم یا اصلا چه جوری باید باهاش کار کنم؟

روز بعد پدرم از جایی که کامپیوتر خریده بودیم درخواست کرد که یک نفر رو به ما معرفی کنن تا توی چند جلسه بهمون یاد بده که چه جوری با این کامپیوتر کار کنیم، صاحب همون مرکز کامپیوتر به عنوان معلم خصوصی سه جلسه برای من و برادرم کلاس گذاشت و اصول اولیه رو بهمون یاد داد، واقعا از سردرگمی خلاص شده بودیم و بعدا هم که در دبیرستان رشته کامپیوتر خوندم و باعث شد بیشتر یاد بگیرم

سردرگمی شما در هر کاری به این علت است که آموزش کافی رو ندیده اید که گاها حاضر نیستیم قبول کنیم که باید برای یادگیری به سراغ کسی برویم که این راه رو رفته، بنابراین هزار بار خودمون رو به در و دیوار میزنیم و در انتها هیچ وقت کسب و کار اینترنتی رو شروع نمیکنیم

کلام آخر

بند به بند آنچه که در این مقاله برای شما نوشتم واقعیتی هست که با بند به بند وجودم آن را لمس کردم و افرادی که به سراغ کسب و کار اینترنتی می آیند دچار یک یا چند تا از این سندروم ها هستند و اگر تصور شما این است که هیچ کدام از این نوشته ها حقیقت ندارد و حتما راه میانبر دیگری وجود دارد که من از آن بیخبر هستم، پیشنهاد من به شما این است که همین حالا ایمیلی که من برای شما فرستادم را باز کنید و به انتهای ایمیل بروید، روی لینک لغو عضویت کلیک کنید تا دیگر هیچی ایمیلی از من به دست شما نرسد، چون مطمئن هستم که نمیتوانم به شما کمکی بکنم، رسیدن به موفقیت دانش و پشتکار میخواهد و باید بهاء موفقیت را بپردازید.

درباره ی مرتضی محسنی

مطلب پیشنهادی

پنج پیش بینی درباره آینده آموزش در ایران

پنج پیش بینی درباره آینده آموزش در ایران پنج پیش بینی درباره آینده آموزش در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *